از نویسندهی شبح اپرا در تکتک داستانهای این مجموعه، جز ترسیم هولوهراسی غریب انتظار دیگری نمیتوان داشت: · مردی به ضیافت شام گروهی از کشتیشکستگان دعوت میشود که عادات غذایی غریبی دارند. · مردی جوان همراه با همسرش به مسافرخانهای شوم میرود که در آن جنایاتی هولناک رخ داده ...
ساشا، سلام! برای شوکهکردن خواننده، به او امان نمیدهد، تقریباً بلافاصله ضربه را وارد میکند. قهرمان اصلی کتاب تحت نظارتی همیشگی زندگی میکند، او محکوم به مرگ شده است. اما چه جرمی مرتکب شده؟ جنایتی سنگین یا تخلفی جزئی؟ سرگئی فرولوف، زبانشناس شهیر، را به مرگ محکوم کردهاند. اما این ...
شاه لیر استپها طبعآزمایی ایوان تورگنیف است به سبک شکسپیر؛ روایتگر داستان مردی در استپهای روسیه که روزگاری ثروتمند و صاحبنفوذ بوده، اما اکنون پیر و تنهاست و همچون شاه لیر در تلاش است تا معنای زندگی و عشق ازدسترفتهاش را بازیابد. داستان، روابط پیچیده میان مرد و دو دخترش را به تصویر ...
آن نامِ دیگر نخستین جلد از سهگانهی یون فوسه است. هفت کتاب ستارهی درخشان کارنامهی نوبلیست نروژی است. مداقهای است عمیق در خویشتن، غوری است در آنچه هستیم که به پرسشی دشوار ختم میشود: چه چیزی ما را به آنچه هستیم، بدل کرده؟ ما چرا این زندگی را از سر میگذرانیم و نه زندگی دیگر؟ ...
«اکنون نوبت من است که چراغها را خاموش کنم و در را ببندم.» - ماریو بارگاس یوسا کتابی که در دستان شماست، آخرین رمان غول ادبیات آمریکای لاتین خواهد بود. همانطور که از عنوان این کتاب برمیآید، از این به بعد قرار است فقط شاهد سکوت او باشیم. سکوت مردی که در شش دههی پرآشوب از تاریخ و جنگ و ...
روایتی مستند، تاریخی و حماسی از وقایع یکصدوبیست سال اخیر تاریخ روسیه، حماسهای که از مسیر سرنوشت یک خاندان میگذرد. تبعیض نژادی، سرکوبهای آغاز قرن بیستم، فساد حکومت تزار، دیکتاتوریای که از دل انقلاب کمونیستها برآمد، اعدام صدها هزار شهروند، پاکسازیها و جنگهای داخلی و جبهههای نبرد جنگ ...
زنها از کی نامرئی میشوند؟ از چهلسالگی؟ دورته نورس این سوال را بارها از خودش، از قهرمانهای داستانش و از مخاطبانش پرسیده و سونیا تبلور این گمگشتگی را در رمان «آینه، چپ، راست، راهنما» به نمایش میگذارد. زنی در دههی چهارم زندگی که دیگر ترجمهی داستانهای جنایی سر ذوقش نمیآورد، روزمرگی روانش ...
دو زوجی که با هم دوستاند، تصمیم میگیرند برای تعطیلات نوروز ۱۳۹۷ بروند سفر و بزنند به دل کویر. پیمان و آزاده نسبت دوری هم با هم دارند، بااینحال هیچکدام از مشکلات دیگری خبر ندارد و نمیداند چه حسوحالی وادارش کرده تن به این سفر بدهد. آنها قبلاً هم با هم سفر رفته بودند اما این بار کویر برایشان ...
«شنیدهاید میگویند توی خواب میدانستم دارم خواب میبینم، اما من توی کابوسم و میدانم که این زندگی من است.» اولکر زنی است منحصربهفرد و بسیار آشنا. زنی که از شوهرش خشونت دیده، اما در نبود گریزگاهی برای نجات، سالها این آزار را تحمل کرده است. اما درنهایت شبی از خانه بیرون میزند و دستآخر از ...
«رازهای سربهمهر مثل دینامیتهایی هستند که آدم زیر تخت قایم میکنه. سالها همهچیز به خوبی و خوشی میگذره، اما جرقه هر لحظه ممکنه از یک جایی سر برسه.» ناژا اینجا در یکی از دورافتادهترین روستاهای الجزایر با سه دختربچهی قدونیمقد تنها مانده است. سکهی شانس به نامشان زده و سعید را ...
سبد خرید شما خالی است.