پتی اسمیت یادداشتی در نیویورکر نوشته است بهنام «رفیق»، در یادبود بهترین دوستش سم شپرد. او به نکتهای قابلتوجه برای درک آخرین اثر شپرد اشاره کرده است، میگوید سم عاشق جنبیدن بود، حرکتکردن، تکانخوردن. چیزی که علاوه بر داستانها، نمایشنامهها و فیلمنامههایی که نوشته است در آخرین اثرش هم دیده میشود: آدمی همواره در حرکت، در پی یافتن، رهایی، بهدنبال چیز دیگری بودن اما بدبین به خانواده، رؤیا، ...
جادهی انقلابی دربارهی مسائل زیادی بحث میکند: خیانت، خانواده، ازدواجهای شکستخورده، ناتوانی در برقراری ارتباط، زندگی پوچ آدمهایی که درگیر تحقق رؤیای آمریکایی شدهاند و خیلی چیزهای دیگر. اما نقطههای اتکای رمان حومهنشینی، ارزشهای سنتی خانواده، فریب و انکار و در نهایت شکست رؤیای آمریکایی است. حومهنشینی: جادهی انقلابی جادهای است که شهر کنتیکات را به منطقهای کوچک، عبوس و دلمرده ...
میدانیم که شکاف جنسیتی، از بارزترین شکافهای موجود در معماری جهان کنونی است، اما کرولاین کریادو پرز، اکتیویست، نویسنده و روزنامهنگار فمینیست در کتاب زنان نامرئی این شکاف جنسیتی را ناشی از یک »شکاف اطلاعاتی تاریخی« میداند؛ به این معنی که اطلاعات در این جهان، همیشه بر پایهی دادههای تاریخی نیمی از جمعیت، یعنی مردان جمعآوری شده و میشود؛ دانش پزشکی در طول تاریخ عمدتاً حول مطالعهی بدن ...
خانم الف خدمتکاری سختگیر است که برای کمک به دوران حاملگی نورا، زن راوی، به خانهی آنها میآید و تا هشت سال بعد هم کنار آنها میماند و تمام امورات خانه را رتقوفتق میکند. اما یکی از روزهای سال هشتم به گفتن یک «خستهام» اکتفا میکند و دیگر به آن خانه برنمیگردد. جای خالی خانم الف سبب بههمریختن نظموترتیب خانه و آشفتگی روحی اعضای خانواده میشود، بهگونهای که به نظر میرسد هیچکدام نمیتوانند ...
نویسندهی مراکشی، طاهر بن جلون، در نوزده سالگی دانشجویی است که آرمانهای بلندی در سر دارد و در راه این آرمانها، یعنی دموکراسی و آزادی، علیرغم روحیهی شاعرمسلکش، تلاش میکند، در جلسات دانشجوها شرکت میکند، در تظاهرات. از تظاهراتی که با کشتوکشتار سرکوب میشود، جان سالم به در میبرد اما چند روز بعد احضاریهای درِ خانهشان میآید برای اعزام به یک پادگان نظامی. برای ادبکردن دانشجوهایی که ...
رمان بلند حالا میبینی چه سرعتی داریم روایت یک هفته از زندگی ویل، جوان بیستوششسالهای است که یکشبه پول کلانی به دست میآورد ولی از داشتن آنهمه پول معذب است و نمیداند باید با آن چهکار کند. او که یک تعمیرکار سادهی کمپانی لامپسازی است با عکسی ضد نور از لحظهی پیچاندن لامپ توی سرپیچ، تبدیل میشود به پولسازترین کارگر کمپانی. بهخاطر همین عکس، حدود ۳۲ هزار دلار گیرش میآید و تصمیم میگیرد ...
سبد خرید شما خالی است.