بدرود، ارواح؛ رمانی دربارهی حافظه، فقدان و رهایی
ایدا زنی متأهل در اواخر دههی سی زندگیاش است که در رم زندگی میکند و در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. مادرش تصمیم گرفته آپارتمان خانوادگیشان در مسینا را بازسازی و سپس برای فروش آماده کند. از این رو از دخترش میخواهد به خانه بازگردد و وسایل قدیمی را مرتب کند؛ که تصمیم بگیرد چه چیزهایی باید نگه داشته شوند و چه چیزهایی دور ریخته شوند. ایدا در میان اشیای بهجامانده از گذشته، ناچار میشود با زخمی کهنه روبهرو شود: حادثهای که بیستوسه سال پیش، در دوران کودکیاش، ...