بدرود، ارواح؛ رمانی درباره‌ی حافظه، فقدان و رهایی

۰۷ تیر ۱۴۰۵

ایدا زنی متأهل در اواخر دهه‌ی سی زندگی‌اش است که در رم زندگی می‌کند و در یک ایستگاه رادیویی کار می‌کند. مادرش تصمیم گرفته آپارتمان خانوادگی‌شان در مسینا را بازسازی و سپس برای فروش آماده کند. از این رو از دخترش می‌خواهد به خانه بازگردد و وسایل قدیمی را مرتب کند؛ که تصمیم بگیرد چه چیزهایی باید نگه داشته شوند و چه چیزهایی دور ریخته شوند.

ایدا در میان اشیای به‌جامانده از گذشته، ناچار می‌شود با زخمی کهنه روبه‌رو شود: حادثه‌ای که بیست‌وسه سال پیش، در دوران کودکی‌اش، زندگی او را دگرگون کرد؛ روزی که پدرش یک صبح از خانه بیرون رفت و هرگز بازنگشت.

سکوت‌های تلخ و سنگین میان مادر و دختر، دوستی‌های نابرابری که او را از نظر عاطفی فرسوده می‌کنند، احساس هویتی که بر نوعی «ناهنجاری» یا تفاوت بنیادین استوار شده، و حتی رابطه‌اش با همسرش، همگی به شکلی با سایه‌ی پدر غایبش گره خورده‌اند. ایدا در آینه‌ی این غیاب رشد کرده و به زنی بدل شده است که ترس بر زندگی‌اش سایه افکنده و نسبت به هر شکلی از میل و اشتیاق بدگمان است.

اما هنگامی که خانه‌ی کودکی‌اش با همه‌ی خاطرات و ارواح گذشته او را احاطه می‌کند، ناگزیر می‌شود راهی برای شکستن این چرخه‌ی تکرارشونده پیدا کند و سرانجام پدرش را رها کند.

بدرود ارواح، رمانی شاعرانه و صمیمی درباره‌ی معنای ساختن هویت فردی و آشتی با گذشته است.

بدرود، ارواح؛ رمانی درباره‌ی حافظه، فقدان و رهایی

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.