درباره‌ی رمان لیدی مکبث شهرستان متسنسک؛ وقتی عشق به جنایت می‌انجامد

۰۷ تیر ۱۴۰۵

نیکلای لسکوف، نویسنده‌ای که تحسین نویسندگانی چون تولستوی، ماکسیم گورکی و توماس مان را برانگیخت، در لیدی مکبث شهرستان متسنسک یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین شخصیت‌های زن ادبیات روسیه را خلق کرده است. چنانکه بی‌تردید می‌توان گفت شخصیت‌های زن اندکی به اندازه‌ی کاترینا ایزمایلووا، قهرمان نوولای لیدی مکبث شهرستان متسنسک، همزمان هراس‌انگیز و ترحم‌برانگیز هستند. داستان بلند نیکلای لسکوف، نویسنده‌ی برجسته‌ی روس، که نخستین بار در سال ۱۸۶۵ منتشر شد، از آن دست آثاری است که با وجود حجم اندک، جهانی پیچیده از عشق، تنهایی، میل، خشونت و سرنوشت را در برابر خواننده می‌گشاید.

داستان در روسیه‌ی قرن نوزدهم می‌گذرد. کاترینا، زنی جوان، با تاجری ثروتمند ازدواج کرده است؛ ازدواجی که برای او نه عشق به همراه آورده و نه آزادی. او در خانه‌ای بزرگ اما خفقان‌آور زندگی می‌کند؛ زیر نگاه سختگیر شوهر و پدرشوهرش و در میان روزهایی که با ملال و تنهایی سپری می‌شوند. ورود سرگئی، یکی از کارگران جوان، این سکون را بر هم می‌زند. آنچه در آغاز به شکل یک رابطه‌ی عاشقانه ظاهر می‌شود، به‌تدریج به زنجیره‌ای از خیانت‌ها و جنایت‌ها تبدیل می‌شود؛ جنایت‌هایی که کاترینا برای حفظ عشق خود حاضر است مرتکب شود.

عنوان اثر بی‌دلیل یادآور لیدی مکبث شکسپیر نیست. همان‌گونه که لیدی مکبث در تراژدی شکسپیر به نماد جاه‌طلبی و خشونت بدل شده است، کاترینا نیز از مرزهای اخلاقی عبور می‌کند و به سوی تباهی می‌رود. با این حال میان این دو شخصیت تفاوتی مهم وجود دارد. اگر لیدی مکبث در پی قدرت است، کاترینا بیش از هر چیز در جست‌وجوی عشق، شور زندگی و راهی برای فرار از زندانی است که جامعه برایش ساخته است.

یکی از دلایل ماندگاری این اثر، پیچیدگی نگاه لسکوف به شخصیت اصلی داستان است. او کاترینا را نه صرفاً یک جنایتکار و نه صرفاً یک قربانی تصویر می‌کند. خواننده در تمام طول داستان میان محکوم کردن و همدلی با او در نوسان است. همین ابهام اخلاقی است که اثر را تا امروز زنده نگه داشته است.

در عین حال، لیدی مکبث شهرستان متسنسک تصویری از وضعیت زنان در جامعه‌ی روسیه‌ی سده‌ی نوزدهم نیز ارائه می‌دهد. زنانی که اغلب در چارچوب خانواده و مناسبات اقتصادی تعریف می‌شدند و فرصت چندانی برای انتخاب سرنوشت خود نداشتند. از این منظر، داستان کاترینا را می‌توان نه فقط یک تراژدی عاشقانه، بلکه روایتی از سرکوب، انزوا و پیامدهای ویرانگر آن دانست.

نفوذ این نوولا تنها به ادبیات محدود نمانده است. مشهورترین اقتباس از آن اپرای «لیدی مکبث متسنسک» اثر دیمیتری شوستاکوویچ است که در قرن بیستم به یکی از مهم‌ترین آثار موسیقایی روسیه تبدیل شد. همچنین چندین فیلم، نمایشنامه و اقتباس مدرن از این داستان ساخته شده‌اند که نشان می‌دهند مضمون‌های آن همچنان برای مخاطبان معاصر جذاب و قابل‌فهم است.

امروز، بیش از یک قرن و نیم پس از انتشار، لیدی مکبث شهرستان متسنسک همچنان اثری تکان‌دهنده است؛ داستان زنی که برای گریز از زندگی‌ای که به او تحمیل شده، دست به انتخاب‌هایی می‌زند که سرانجام او را به نابودی می‌کشانند. این نوولا یادآور آن است که عشق، وقتی با وسواس، تنهایی و استیصال درآمیزد، می‌تواند به نیرویی ویرانگر بدل شود؛ نیرویی که نه‌تنها دیگران، بلکه خودِ عاشق را نیز نابود می‌کند.

درباره‌ی رمان لیدی مکبث شهرستان متسنسک؛  وقتی عشق به جنایت می‌انجامد

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.