روایت تاریخ طولانی نادیده گرفته شدن

۱۴ دی ۱۴۰۴
ادیت وارتون نه‌تنها اولین زنی بود که موفق به دریافت جایزه پولیتزر (۱۹۲۱) شد، بلکه آثارش نقدی دقیق و بی‌رحمانه از جامعه بسته و ریاکار طبقه اشراف نیویورک در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ارایه می‌دهد. وارتون در آثارش به دنیای پیچیده و محصور طبقات مرفه می‌پرداخت، اما در برخی آثار کوتاه، نگاهش را به سمت زندگی طبقات پایین‌تر چرخاند و نتیجه آن، آثاری با لحنی متفاوت و خشن‌تر از فضای معمول رمان‌های او بود؛ «خواهران بانر» یکی از همین آثار است. رمان کوتاه (نوولا)یی که سال ۱۸۹۲ نوشته شد، اما ناشر دو بار آن را رد کرد، زیرا طول آن را برای انتشار سریالی نامناسب می‌دانست و به همین دلیل «خواهران بانر» تاریخچه‌ای طولانی از نادیده گرفته‌شدن داشته است.


داستان «خواهران بانر» در محله‌ای فرسوده در شهر نیویورک رخ می‌دهد. آن‌الایزا (خواهر بزرگ‌تر) و اِوِلینا (خواهر کوچک‌تر) دو خواهر بانر هستند که مغازه کوچکی برای فروش گل‌های مصنوعی و اقلام دست‌دوز کوچک به «جمعیت زنانه» محله استایوسنت اسکوئر دارند. آن‌الایزا برای تولد اِولینا یک ساعت می‌خرد. این ساعت، خواهران را به آشنایی با هربرت رامی، صاحب «عجیب‌ترین مغازه کوچکی که تابه‌حال دیده‌اید»، رهنمون می‌سازد. به زودی رامی مهمان دایم خواهران بانر می‌شود و آنها متوجه می‌شوند که «چرخه روزمره» زندگی‌شان که زمانی مایه آسودگی بود، اکنون «به‌طرز غیرقابل تحملی یکنواخت» شده است: 

«خواهران بانر، بعد یکشنبه‌ای که در سنترال‌پارک گذراندند، چهار روز از آقای رامی بی‌خبر بودند. ابتدا هیچ‌کدامشان سرخوردگی و اضطرابش را پیش دیگری فاش نکرد؛ اما صبح روز پنجم، اِولینا که همیشه زودتر تسلیم احساساتش می‌شد، از لیوان چای لب‌نزده‌اش سر بلند کرد و گفت: «فکر کنم دیگر بایست آن پول را بیاوری بیرون، آن‌الایزا.» آن‌الایزا منظورش را فهمید و سرخ شد. آن زمستان کار خواهرها تا حدودی پررونق بود و پس‌اندازی که به مرور جمع کرده بودند دیگر به رقم قابل توجه دویست دلار می‌رسید؛ ولی خانم ملینز گفته بود درباره بانکی که پس‌اندازشان را در آن گذاشته‌اند، شایعه‌های شومی می‌پیچد و این حرف رضایت خاطری را که می‌شد از این ثروت ناخواسته داشته باشند، خدشه‌دار کرده بود. می‌دانستند خانم ملینز به هشدارهای بیهوده هم بها می‌دهد؛ اما حرفش، صرفا به‌سبب تکرار بسیار، به‌قدری آرامش آن‌الایزا را به هم ریخته بود که بعد از ساعات مشورت شبانه، این دو خواهر تصمیم گرفته بودند نظر آقای رامی را بپرسند و این وظیفه به آن‌الایزا واگذار شد...»


«خواهران بانر» تحت تاثیر رئالیسم افراطی‌ای است که در اواخر قرن نوزدهم توسط نویسندگانی چون امیل زولا و با آثار او نظیر «آسوموار» و «ژرمینال» آغاز شد و ژانر جدیدی به نام ناتورالیسم را پایه‌گذاری کرد. وارتون در این اثر ناتورالیستی، بدبینی قاطعی به طبقات پایین‌تر، به‌ویژه زنان مجرد آن دارد.
در این داستان، آن‌الایزا و اِولینا که سن آنها از آنچه معمولا سن ازدواج تلقی می‌شد فراتر رفته، با سختی و مشقت زندگی‌شان را می‌گذرانند. آن‌الایزا با پس‌انداز خود تصمیم می‌گیرد ساعتی برای تولد اِوِلینا بخرد و در اینجاست که مشکلات واقعی آنها آغاز می‌شود و هربرت رامی، ساعت‌ساز آلمانی، وارد زندگی‌شان می‌شود.
آن‌الایزا ابتدا فکر می‌کند شاید آقای رامی به او علاقه دارد، اما زود متوجه می‌شود که قلب و چشم اِولینا به سمت او است و تصمیم می‌گیرد به نفع خواهر کوچک‌ترش از خواسته‌های خود بگذرد. آقای رامی در نگاه خواهران گاهی اوقات بیمار به نظر می‌رسد، با نگاهی کسل و نیازمند مراقبت. آنها فکر می‌کنند او یک مرد مجرد است که از خودش خوب مراقبت نمی‌کند، اما بعدا دلیل واقعی وضعیت رامی مشخص می‌شود.


ادیت وارتون که معمولا درباره طبقات مرفه می‌نوشت، در این مورد به اصطلاح به محله‌های فقیرنشین سر زده است. در حالی که چارلز دیکنز اثرات شدید فقر را بر جوانان و خانواده‌های انگلیسی نشان داد (معمولا با پایانی امیدبخش)، ادیت وارتون در اینجا اثرات وخیم فقر را بر زنان بزرگسال و مجرد امریکایی به نمایش می‌گذارد؛ به‌ویژه اگر اجازه دهند مرد نامناسبی از آنها سوءاستفاده کند:

«آن‌الایزا تمام شب بیدار ماند و مسیری را که آقای هاوکینز به او گفته بود بارها و بارها مرور کرد. مرد مهربانی بود و آن‌الایزا می‌دانست با کمال میل حاضر است با او به هوبوکن برود؛ درواقع در چشم‌های محبوبش خواند که بدش نمی‌آید همراهی‌اش کند، اما ترجیح می‌داد به تنهایی دنبال چنین کاری برود. از این رو، یکشنبه‌ بعد، صبح زود راه افتاد و بی‌هیچ دردسری خود را به قایق مسافربر رساند. تقریبا یک سال از دیدار قبلی‌اش با خانم هوخ‌مولر می‌گذشت و وقتی سوار قایق می‌شد، نسیم خنک آوریل به صورتش می‌خورد. بیشتر مسافرها در کابین کنار هم جمع شده بودند و آن‌الایزا به تاریک‌ترین گوشه خیزید و زیر ردای نازک سیاهی که ژوئیه گذشته آنقدر گرم به‌نظر می‌رسید، به خود می‌لرزید. وقتی پا به ساحل گذاشت، کمی گیج شده بود، اما مامور پلیسی با رفتاری پدرانه او را سوار درشکه‌ای درست کرد و و آن‌الایزا، انگار که خواب ببیند، دید دوباره راه رسیدن به خانه خانم هوخ‌مولر را پیش گرفته است. اسم خیابانی را که می‌خواست در آن پیاده شود به راننده گفته بود و کمی بعد، در بادی گزنده سر تقاطع و نزدیک سالن آبجوخوری ایستاد، همان جایی‌که روزی آفتاب خیلی مصرانه بر او تابیده بود...»


«خواهران بانر» یک پرتره تیره و بی‌روح است که هما‌ن‌طور که هرمیون لی، منتقد و نویسنده به آن اشاره می‌کند، دارای «سختی بی‌امان» است. رمانی که به تعبیر نانسی ون‌راسک «روایتگر تاریخ طولانی نادیده‌گرفته‌شدن» است.



لیلا عبداللهی، روزنامه‌ی اعتماد

روایت تاریخ طولانی نادیده گرفته شدن

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.